×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  چهارشنبه - ۲۸ اردیبهشت - ۱۴۰۱  
true
false

در اینجا با ابن عباس هم‌صدا می‌شویم که گفت:
پیامبر خداصلی الله علیه و آله، روز پنج‌شنبه، که چیزی به وفاتش نمانده بود، فرمود: قلم و دواتی بیاورید تا برای شما چیزی بنویسم که هرگز گمراه نشوید «(۱)» ولی از میان حاضران برخی با این کار مخالفت کردند و عمر بن خطاب گفت: بیماری بر پیامبر چیره شده است! و در نقل دیگر گفت:
پیامبر هذیان می‌گوید! و اصحاب به مشاجره با یکدیگر پرداختند. این سخنان به‌گوش پیامبرصلی الله علیه و آله رسید و فرمود: برخیزید و از این‌جا بروید.
شایسته نیست در محضر پیامبر به اختلاف و کشمکش بپردازید. آنگاه ابن عباس می‌گوید: بزرگ‌ترین فاجعه و مصیبت همان بود که میان پیامبرصلی الله علیه و آله و خواسته او که نوشتن نامه بود، مانع شدند تا آنجا کهصدای زنان پشت پرده بلند شد و مخالفان را نکوهش کردند.

در این جا دو پرسش مطرح می‌شود:
۱٫ چرا خلیفه دوم با دستور اکید پیامبرصلی الله علیه و آله مخالفت کرد؟ آیا این مخالفت عصیان علیه پیامبرصلی الله علیه و آله نیست؟ قرآن می‌فرماید:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَاتُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ. «(۲)»
«ای افراد با ایمان بر خدا و پیامبر پیشی نگیرید …»،
آیا جلوگیری از نوشتن، پیشی گرفتن بر خدا و پیامبر نبود؟
۲٫ چرا پیامبر نامه را ننوشت؟ علت آن روشن است؛ زیرا وقتی سخن پیامبرصلی الله علیه و آله زیر سؤال رفت و آن معلول بیماری و نعوذ باللَّه هذیان گویی پیامبرصلی الله علیه و آله معرفی شد، اگر می‌نوشت نامه‌اش نیز به همین تهمت مردود شمرده می‌شد و آنچه نباید بشود، می‌شد. در نتیجه تمام مکتب زیر سؤال می‌رفت.
از این بیان روشن می‌شود که چرا علی علیه السلام جانب پیامبرصلی الله علیه و آله را نگرفت؛ معلوم است که وقتی پیامبرصلی الله علیه و آله، از نگارش نامه منصرف می‌شود، علی علیه السلام جز اطاعت پیامبرصلی الله علیه و آله کاری نمی‌تواند بکند.
از قضا سرکنگبین صفرا فزود.
طرح کننده این پرسش خواسته است نقطه ضعفی برای شیعه دست و پا کند، ولی می‌بینیم که این حدیث، که بخاری آن را در ۶ جای صحیح خود نقل کرده، مایه بی پایگی مکتب اموی و ضربه محکمی بر عدالت جمعی ازصحابه است.

پیامبر خداصلی الله علیه و آله هر چند نامه را ننوشت، ولی خوشبختانه آن را به نحو دیگری جبران کرد؛ آنگاه که به مسجد رفت و حدیث ثقلین را مطرح کرد، فرمود:
«إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ؛ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی، مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً». «(۳)»
درست همان کلمه ضلالت و گمراهی را که در حدیث پیشین به کار برده بود، در اینجا نیز به کار برد.

۱- .« … ائْتُونِی بِکِتَابٍ أَکْتُبْ لَکُمْ کِتَاباً لَا تَضِلُّوا بَعْدَهُ. قَالَ عُمَرُ: إِنَّ النَّبِیَّ غَلَبَهُ الْوَجَعُ وَ عِنْدَنَا کِتَابُ‌اللَّهِ، حَسْبُنَا، فَاخْتَلَفُوا وَ کَثُرَ اللَّغَطُ، فَقَالَ صلی الله علیه و آله قُومُوا عَنِّی وَ لَا یَنْبَغِی عِنْدِیَ التَّنَازُعُ». صحیح بخاری، شماره‌های ۱۱۴، ۳۰۵۳، ۳۱۸۶، ۴۴۳۲، ۵۶۶۹، ۷۳۶۶

۲-حجرات: ۱

۳-مرحوم میرحامد حسین مؤلف« عبقات الأنوار»، بخشی از کتاب خود را به بیان اسانید و تبیین متن این حدیث اختصاص‌داده وهمگی در ۶ جلد، چاپ شده است. به عنوان نمونه: سنن ترمذی، ج ۲، ص ۲۰۷؛ مسند احمد، ج ۳، ص ۱۷ و ۲۶ و ۵۹ و ح ۴، ص ۳۶۶ و ۳۷۱؛ مستدرک حاکم، ج ۳، صص ۱۰۹- ۱۰۱ و کتاب السنة ابن أبی عاصم: ۶۲۹، حدیث ۱۵۵۳

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false